X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
تاریخ : یکشنبه 11 تیر‌ماه سال 1391 | 16:31 | نویسنده : هادی

چند هفته پیش بود که صبح جمعه پاشدم چایی رو به راه کردم که بردارم و بزنم به کوه...خلاصه رفتیم کوه و اومدیم پایین و به اطفاق مادر نشستیم که چاییمون رو بخوریم.فلاسک رو در آوردم و داشتم میریختم که یه آقایی با لبخند عریض و لهجه ترکی و بی هیچ سلام و علیکی اومد که: 

آقا اینجا که چایی میدن چرا خودت آوردی؟ 

منم که کل مرامم به اینه که آدم باید کاراشو خودش انجام بده و چایی و خرت و پرتاشو ببره بالا ، بیاره پایین تا حال کنه، گفتم که: 

آخه این مزش فرق داره. 

اونم دوباره با همون صدای باحالش گفت که: 

ینی دارچینیه؟ 

منم گفتم که: 

نه ولی خونگی یه. 

که دیگه هیچی نگفت و منم یه قلوپ از چایی خوردم و بله!دیدم که چاییه انقدر غلیظ(؟)شده که زهره مهلکه.بعد از من مامانمم خورد و اونم گفت که این زهر چیه ورداشتی آوردی و منم گفتم که این چاییه رو تازه خریدیم نمیدونستم چقدر باید بریزم...که آقای خوش لهجه که احتمالا اون قسمت زهر قضیه رو نشنیده بوده دوباره پرید وسط که : 

چاییش ایرانیهیا خارجی ؟ 

گفتم نمیدونم والا. 

گفت:خوب مارکش چیه دو غزاله یا محمود؟ 

که گفتم بازه.اونم با باز ،پرنده شکاری اشتباه گرفت و فکر کرد شوخی میکنم.بعد منم اون حس شرٌم گل کرد و گفتم میخای امتحان کنی؟اونم از خدا خواسته گفت:آره بریز ببینیم چیه اون چاییت...که وقتی خورد گفت: 

اوه اوه اینو که نمیشه خورد.منم گفتم: 

گفتم که این مزش فرق داره! 

اونم گفت آره چه جورم ... 

بعدش هم یارو رفت از چایی صلواتی ریخت رو چایی ما و خورد و رفت.ولی من با لجبازی کل لیوانمو خوردم و سی ثانیه بعدش از یه طرف سیستم عصبیم ریخت به هم ، از یه طرفم حالت تهوع و ...که در آخر با مامان رفتیم چند تا توت چیدیم و خوردیم تا حالم جا اومد. 

نکته اخلاقی:هرگز این آزمایش را خودتان انجام ندهید! 

 

این هم من درهاله نور!