مرغ مهاجر

مرغ مهاجر

زندگی حسی غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد ...
مرغ مهاجر

مرغ مهاجر

زندگی حسی غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد ...

سخت کوشی بردباری و اُمیدواری

برای من این روز ها اصلا آسان نمیگذرند . چه میتوانم بگویم وقتی میبینم همه چیز تغییر کرده ،خصوصا افرادی را که دوستشان میداشتم و [گمان میکنم ] آنها هم من رو دوست داشتند چنان عوض شده اند که آدم خودش می ماند که آیا با همان ها طرف است یا نه .

به هر حال بنای زندگی به آسانی نیست ، و برویم و ببینیم که کدام خوشی داعمی بود ؟
باید بردبار بود و سختکوش و امیدوار .


پ.ن: ا.عِ عزیز من ! من تو را به یاد می آورم با هر آنکس که بودی و امیدوارم که گله های امروزی ات گذرا باشد !


م.ه.م
اول دی ماه هزار و سیصد و نود و پنج